
با دوپرونده انتخابات و سلمان رشدی
در دانشگاهها در مقطع کارشناسي، درسي عمومي وجود دارد به نام انقلاب اسلامي و ريشه هاي آن. شايد همهي سهم انقلاب اسلامي از دانشگاهي که اگر اصلاح شود، مملکت اصلاح مي شود! اگر از اينکه اغلب دانشجويان به اين درس به عنوان درسي عمومي و کم اهميت مي نگرند و اساتيد نيز غالبا اساتيد ضعيفي هستند که به جاي اينکه بتوانند ديد تاريخي بدهند، حداکثر اسامي افراد و جريانها و وقايع را مي آموزند، بگذريم؛ و کمي در مورد انقلاب اسلامي بينديشيم؛ انقلابي که انفجار نوري از لايه هاي دروني عالم هستي در نظام سراسر حاکم شرک و کفر و الحاد بود و بتوانيم با ديد تاريخي - تمدني اين انقلاب را سرآغاز شکل گيري حرکتي به سمت تمدن اسلامي در دنيايي که تمدن سرمايه داري آن در ذات خود چيزي جز پوچي ندارد و دير يا زود فرو خواهد پاشيد، ببينيم؛ احتمالا انقلاب اسلامي معناي ديگري خواهد يافت.
انقلاب اسلامي در آغاز به خوبي توانست از پس نظام سازي سياسي برآيد؛ اما غائله هاي اول انقلاب و جنگ تحميلي و سپس ميل شتابان به سازندگي با تئوريهاي توسعه سرمايه داري، مجالي براي ادامه اين نظام سازي باقي نگذاشت. در هشت سال پس از به اصطلاح سازندگي نيز اعتقادات مردم به خوبي و با دقت، نشانه رفت و بر سر بينش مذهبي جوانان آن آمد که مي بينيم.
اما اکنون فرصتي است براي بازخواني ساختارهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي انقلاب مبتني بر ايد ئولوژي اسلامي. ساختارهايي که تنها با فهم دقيق اسلام و ويژگيهاي ايران متناسب ما، ايران اسلامي بنا نهاده خواهد شد.
در اين بين مراجعه به متون اسلامي آنهم به صورت وسيع، مداوم و عميق حداقل چند ده سال و در بستر شبکه تحقيقات ما را در نيل به هدف نظام سازي ياري خواهد کرد.
احتمالا اين مطلب را در کتابهاي بينش اسلامي دبيرستان خوانده ايد که: "در اسلام قانونگذار حقيقي خداست و فقط اوست که به تمام نيازهاي گذشته، حال و آينده انسان احاطه دارد. سعادت واقعي در گرو پيروي از دستورات دين است و..."
حال کمي به جايگاه مجلس شوراي اسلامي در نظام مبتني بر ولايت فقيه نظري بيفکنيد. در مجلس چه مي گذرد؟ چه اشخاصي با چه اهدافي به آن وارد مي شوند؟ و پس از يک يا چند دوره نمايندگي چه ميزان به اهداف خود که قاعدتا بايد شعارهايي باشد که در انتخابات مي دهند دست مي يابند؟ احتمالا بين وضع موجود و مطلوب در ذهنتان شکافي به وجود خواهد آمد. حال بايد به تحليل شکاف پرداخت. چرا تازه در اين دوره يعني هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، حداقل ميزان تحصيلات فوق ليسانس يا ليسانس با پنج سال خدمت دولتي اعلام مي شود. البته اگر از جايگزيني دوره هاي نمايندگي به جاي مقاطع تحصيلي بگذريم! براي کساني که وارد مجلس مي شوند (تائيد صلاحيت)، چه ميزان آشنايي با اسلام لازم است؟ آيا کساني که حداقل شناختي نسبت به اسلام ندارند، مي توانند قانون اسلامي وضع کنند؟ آيا کساني که ابتدائا داراي شناخت صحيح و سپس نظام فکري منسجمي نسبت به اجتماع و ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي واقتصادي نيستند، مي توانند به جامعه به عنوان يک کل تفکيک ناپذير (يک سيستم) نگاه کنند؟ ساختار سياسي پارلمانتاريسم بدون تحزب چه معنايي دارد؟ حاصل تلاشهاي فردي (پيکانهاي غير همسو و گاهي مخالف در اصول) آيا چيزي غير از ايستايي خواهد بود؟ اگر عقبگرد نباشد! بياييد حداقل يکبار هم که شده به سئوالاتي از اين سنخ جدي بينديشيم؛ ما بايد ساختارها، شرايط، فرآيندها و نظامهاي مبتني بر اسلام ايجاد کنيم.
محمد شربتيان
سفرهاي استاني هيئت دولت، بي شک رويه جديد و البته نيکي است که ثمرات آن تمام مردم کشور را بهره مند مينمايد. حبس دولت در تهران و تصميم گيري در کاخها، براي کوخ نشينان روندي بود پر نقص و ناعادلانه؛ که با روي کار آمدن دولت نهم، منقضي گرديد و جاي خود را به سفرهاي پر برکت استاني داد. در اين ميان، کسي که به خوبي مي تواند اصل و حاشيه سفرهاي استاني را روايت کند، مبدع اين سفرهاست.
وحيد مرادي
حرکت عاشورايي امام حسين عليه السلام، پيامي در گوش جهان و جهانيان طنين انداز کرده که تا قيام قيامت هر انسان آزادهايي، با نواي آن به وجد آمده و صداي هل من ناصر را لبيک بلي ميگويد.
حسين عليه السلام، درس تکليف محوري را براي جهانيان به ارث گذارد و نشان داد که مسلمان حسيني وآزاده درهر عصر و دورهايي، وظيفهايي بر دوش دارد که بر اساس تکليف مسلماني تعريف مي شود.
اندر حکايات واکنشهاي آقاي ميم کاف (پير اصلاحات) در مقابل اهانتها به مقدسات:
1- در آزمون ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش دولت نهم، سوالات سخيفي طرح شده بود که از آنها تلقي اهانت به ساحت مقدس پيامبر اسلام(ص) ميشد.
· آقاي ميم کاف: وامحمدا... وا اسلاما... دولت نهم کار را به جايي رسانده که به پيامبر توهين ميکند... اسلام در خطر است. اهانت کنندگان به پيامبر کافرند!
2- چهار نشريه دانشجويي وابسته به انجمن اسلامي دانشگاه امير کبير با اهانت به ساحت مقدس پيامبر اکرم و اسير اهل بيت(عليهم السلام) عصمت آن بزرگواران را زير سوال بردند.
· آقاي ميم کاف:اِ.... اِ.....
· جرايد: پير اصلاحات در ديدار با خانواده سه تنازدانشجويان دانشگاه امير کبير که به دليل اهانت به مقدسات در بازداشت به سر مي برند، بر آزادي هر چه سريعتر آنان تأکيد کرد و به اين خانواده ها قول داد از هيچ تلاشي در اين زمينه فروگذار نکند!!!
3- يکي از نويسندگان روزنامه هاي زنجيره اي دوم خردادي، ضمن توهين به امام راحل(ره) گفت که ايشان را بايد در موزه هاي تاريخ مشاهده کرد
· آقاي ميم کاف:اِ... اِ...
4- يکي از سايتهاي خبري ضمن انتقاد از سيدحسن خميني به خاطر استفاده از يک ماشين گرانقيمت در قالب عباراتي نامناسب، نوه امام را مورد حمله قرار داد
· آقاي ميم کاف: ما فرزندان امام ديگر تحمل نمي کنيم. وا اماما... وا اسلاما...اسلام در خطر است...
1- به زنم گفتم که خفه شود
و به فرزندم که دهانش راببندد.
ميخواستم در باره آزادي بيان بنويسم!
(مضمون شعري از احمد مطر)
2- توصيه هانگتينتون به اصلاح طلبان: عدم خشونت را تبليغ کن ولي خود بدان عمل کن!
3- تاج زاده: اصلاحات بايد از مقاومت مدني و نافرماني مدني به نفع خود استفاده کند(روزنامه قدس- 4/3/82)
4- سه مورد بالا هيچ ربطي به هم ندارند. باور کنيد!
1- پارلمان فرزند خلف رُم است و بزرگ شده دستان مهربانتر از دايه تجدد روشنگرانه. پارلمان آن گونه که هست، يعني محل اجتماع عقولي که در پي يافتن حقاند از خود «عقل».
خودهايي که صحت و سقم را از «خود» مييابند؛ ملاکشان «خود» است. مي نشينند و بر ميخيزند و آنچه «درست» است آشکار ميگردد؛ زيرا راهي جز اين، براي آفتابي شدن حقيقت نيست. هيچ چيز فراتر از «ما» و ما چيزي جز جمع من نيست. و الحق که راهي است «عقلايي».
محمدحسين محمدي
يکي از تمايزات و تفاوتهاي بارز نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با بسياري از نظامهاي ديگر دنيا، عدم حزبي بودن حکومت و حزبي اداره شدن آن است.
واقعيتي که حزب در جوامع سياسي جهان و حتي در ايران و همچنين معنا و مفهومي که در اذهان مردم پيدا کرده است، تلاشي براي به نتيجه رساندن اهداف و مقاصد عدهاي خاص است و اين غير از آن چيزي است که احزاب، در ظاهر، هدف از تجمع خود را خدمت و تلاش براي مردم و کشور ميدانند؛
امين مرادي باصيري
دانشگاه به عنوان نهادي علمي نقش مؤثري در انتخابات دارد. معمولاً دانشگاهيان از دو طريق بر جريان انتخابات اثر ميگذارند: يکي اينکه خود دانشگاهيان به عنوان شخصيتي علمي، نامزد انتخاباتي ميشوند. ديگر آنکه دانشگاهيان نقش اطلاع رساني را برعهده ميگيرند.
محمد کازراني «مذنب»
مجيد وقتي چهار- پنج ساله بود، همراه پدرش به پاي صندوقهاي رأي ميرفت. وقتي برگهي رأي پدر را داخل صندوق ميانداخت، احساس خاصّي به او دست مي داد... احساس غرور ميکرد. فکر ميکرد شخصيت مفيدي براي انقلاب شده است.
مصاحبه و ترجمه:اميررضا صفاريان
اگر در دوسه ماه اخير يک بار هم دانشگاه سر زده باشي، ديده اي اش. سر ميز نهار يا مسجد و هيئت و اردو و ... خلاصه همه جابوده. اگر هم که روز رفتنش را ديده باشي، ياد چشمهاي خيس او و بچه هاي دانشگاه برايت تداعي ميکند آن چهره تيره مهربان را...
برنامه چهارم توسعه، چه در فرآيند تدوين، چه در فرآيند تصويب خود در مجالس ششم و هفتم و چه در فرآيند اجرا، جنجالهاي بسياري را ايجاد کرد. به نظر ميرسد که شاه کليد مباحث برنامهي چهارم، سياست آزاد سازي اقتصادي، حذف تدريجي يارانهها، آزاد سازي صادرات و واردات و کوچک سازي حجم دولت است.
محمد سليماني درچه
الف) تاريخچه روابط ايران و دولتهاي عربي
تاريخچة روابط ديپلماتيک ميان ايران و دولتهاي عربي به سالهاي قبل از 1328 باز ميگردد. هنگامي که فلسطين به دو بخش مسلمان نشين و يهودي نشين تقسيم شد و دولتي به نام اسرائيل تأسيس گشت و صاحب کرسي در سازمان ملل شد.
پس از اهداي سلام و درود...
ساعتي پيش داشتم مطالعه ميکردم و به يک جمله رسيدم. در مورد اين جمله زيبا فکر کردم و مناسب ديدم که نتيجه اين ساعات فکر را ... برايتان بنويسم.
محمدرضا تنهايي
1- ساعت 6 از دانشگاه زديم بيرون. الآن توي اتو بوسيم؛ داريم ميريم طرف راهآهن.
-بعضي از بچهها تو حسّن. يک داره مينويسه، يکي خوابه، يکي تو گوشش هدست گذاشته. بعضيها هم با هم صحبت ميکنند.
بشير خالقي پور
همزمان با فرا رسيدن ايام دههي مبارک فجر، صدا و سيما همگام – و شايد چند گام جلوتر- با ساير سازمانها و ارگانها، اقدام به برگزاري سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي نمود – کما في سابق – اما اين بار با رويکردي کاملاً متفاوت.
عطایی- کفایتی
عاشورا به عنوان پديده اي تاريخي، از دو جهت قابل بررسي است: يكي از جهت وقايع و حوادث و تحليلهاي مربوط به آن؛ و ديگري از حيث فلسفه، عبرتها و درسهايي كه از آن مي توان آموخت
اشعار: محمدحسين رضوي پور
كوتاه بود و هست زبانم ، نشد ، چه سود !؟
مي خواستم كه از تو بخوانم ، نشد ، چه سود !؟
مي خواستم فدا بكنم پيش پاي تو
عمرم ، تمام هستي و جانم ، نشد ، چه سود !؟
مي خواستم تقاص دل زخمي تو را
از ظلم آسمان بستانم ، نشد ، چه سود !؟
اي كاش راز سرخي ياس سپيد را
مي شد كه همچو لاله بدانم ، نشد ، چه سود !؟
وقتي كه دست شير خدا بسته بود ، من
قلب تو را ز غم برهانم ، نشد ، چه سود !؟
مي رفتي و من از پي تو ، كاش فرصتي
مي شد كه خويش را برسانم ، نشد ، چه سود !؟
در اشك "چشم" من بنگر حسرت مرا
مي خواستم كه با تو بمانم ، نشد ، چه سود !؟
شب، شبی تار و مبهم ، مه آلود، در کنار درختی کهنسال
اشک ، ریزان و افتان و غلطان، مردِ قصه، سر افکنده، بی حال
چشمه های دلم تلخ و شورند، همچو شبنم که از چشم ریزد
من چو کوهی گرفتار بندم ، ناتوان تا که از جا بخیزد
تا به کی چشمه ها تلخ باشند؟ تا به کی چشم ها خون بپاشند؟
سیلهای روان بر رخ من تا به کی روح را می خراشند؟
وقت مرگ است اکنون دل من، گر حیات حقیقی چنین است
حرف تلخی است اما حقیقت ،عصر، عصر سقوط زمین است
ریشه های زمین سست گشته ، لق شده ، مثل دندان شیری
باز گرد ای زمین حقیقی ، وقت شد جای خود را بگیری
پا بگیر ای درخت کهنسال، مردِ قصه، دوباره به پا خیز
خیز و آتشفشانی دگر شو، تلخی اشکها را به هم ریز
گاه سرخی گرفتن ز خون است ، زیر آرامشی پوچ و خالی
سجده کافی است وقت قیام است ، تا به پایان رسد خشکسالی
رخ نمایان کن از پشت پرده ، وقت تابیدنت بر جهان شد
وعده کردی به من یک زمانی ، باز گرد ای عزیز ، آن زمان شد
وقت شد تا خروسان بخوانند، نغمه ی خون، درون شفق را
صبح شد تا جهان سبحه گوید ، خالق آسمان و فلق را
سخنراني استاد درودیان در دانشگاه امام صادق(ع) - 5/9/1386
تعریف بسیج
امروزه بسيج مساوي معاني بسيار زيادي قرار گرفته است، یعنی روند کارکردهاي امروز، تعریف بسيج را مقداري مشکل کرده است. نظريه هاي مختلفي در این میان وجود دارد؛
هنگامي كه به نام دانشجوي شهيد ميرسيم، اين يقين در ما پديد ميآيد كه پذيرش شهادت و اقدام به جهادي كه بدان منتهي شده، از سر خود آگاهي و با ارادهي روشنبينانه بوده است و اين ارزش عمل را مضاعف ميكند
صدرالدين خوش نژاد
1- وقتي دو ماه پيش، سومين فستيوال فيلم دبي با نام جعلي "خليج" به پايان رسيد، همگي حسرت خورديم که چرا فجر با ربع قرني که از تولدش مي گذرد، هنوز نتوانسته جايگاه خود را در سينماي جهان به دست آورد و نام سينماي عفيف ايران را در بين ملت ها مطرح کند؛
محمد شهريارپور
مانند کجابهي ليلي که از دست مجنون فراري باشد، جاده را ميدوخت و کج ومعوج ميشد؛ کانه سر و تهش با هم قهر باشند و يا قوه دافعه بين قسمت مردانه و زنانه، عوض جاذبه زياد شده باشد. جلو و عقبش خلاف جهت هم حرکت ميکردند واز لاي ماشينها و موانع ميگذشت و اين طرف و آن طرف ميشد؛ بعد از يک فعاليت ذهني و جسمي سنگين توي اتوبوس شلوغ شهري.
آنچه كه در چند ماهه اخير، توجه افكار عمومي و قدرتهاي بزرگ را به خود معطوف كرده است مورد پاكستان ميباشد. براي شناخت پاكستان و چگونگي تحولات در آن، لازم است اطلاعات مختصري در مورد موقعيت سياسي جغرافيايي، اقتصادي، صنعتي و... در پاكستان ارائه شود تا فرضيهها در مورد اين كشور مسلمان، نزديك به واقعيت باشد
سرمقاله
«آيات شيطاني» (ترجمه عبارت انگليسي SATANIC VERSES) رماني است در547 صفحه که در تاريخ 4/7/1367 (26 سپتامبر1988) توسط انتشارات «وايکينگ» (جزو گروه انتشاراتي «پنگوئن») منتشر شد. نويسنده اين کتاب، «سلمان رشدي» مسلمان هندي تباري بود که تبعه «بريتانياي کبير» محسوب مي شد و «آيات شيطاني» پنجمين رمان اين نويسنده 41 ساله بود. «سلمان رشدي» عضو «انجمن سلطنتي ادبيات انگلستان» بوده و هست و کتاب مذکور را به سفارش «گيلون ريتکن» (رئيس يهودي انتشارات وايکينگ) با دستمزد بي سابقه 850 هزار پوند به رشته تحرير در آورد. کتاب آيات شيطاني داستاني است بلند در 9 فصل که شخصيت هاي آن را حضرت رسول اکرم (ص)، همسرانش و صحابي شناخته شده اش و حضرت جبرئيل (فرشته وحي) تشکيل مي دهند. در طول اين رمان تمامي اين شخصيت ها-العياذ بالله- افرادي فاسد و گرفتار انحرافات اخلاقي معرفي مي شوند و انواع تحقير و اهانت هاي عجيب و غريب نسبت به آنان انجام مي گيرد.
سلمان رشدي که امروز اواخر دهه پنجاه عمر خود را مي گذراند در يکي از آخرين کتاب هاي خود، به فلاکت و ذلت 10 ساله پس از انتشار کتاب «آيات شيطاني» اشاره مي کند. وي در کتاب خود با اشاره به مجروحيت مترجم ايتاليايي کتابش توسط مسلمانان ايتاليايي تا سر حد مرگ و به هلاکت رسيدن مترجم ژاپني آيات شيطاني بر اثر حمله مسلمانان ژاپني، از روز ترور ناشر نروژي کتابش به اين شکل ياد مي کند: «روزي که ناشر نروژي مورد اصابت گلوله قرار گرفت يکي از بدترين روزهاي عمر من است.» او در آن ايام تنها طي 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغيير داد. چنان فضاي جهنمي بر زندگي او حاکم گرديد که همسرش از وي جدا شد و در مطبوعات وي را «فردي بزدل» ناميدند. تنها دو سال پس از صدور حکم اعدام بود که سلمان رشدي با يک هواپيماي جنگي در سال 19991 ميلادي براي سخنراني به دانشگاه کلمبيا در آمريکا رفت و برگشت. محافظت از او پس از صدور حکم حضرت امام(ره) بر عهده «اسکاتلند يارد» (پليس انگليس) قرار گرفت. هزينه هاي محافظت از او در سال بين يک تا 10 ميليون پوند تخمين زده مي شود؛ در حدي که يکبار پرنس چارلز (وليعهد انگلستان) اعلام کرد: «سلمان رشدي سرباري پر خرج براي ماليات دهندگان انگليسي است.»
سلمان رشدي با وجود خشم جهان اسلام عليه خود و زماني که انگلستان حاضر به چاپ ارزان قيمت اين کتاب نشد، آن را به آمريکا برد و به صورت ارزان قيمت (براي سهولت خريد عمومي آن) به چاپ رساند.
]در سالهاي اخير، سلمان رشدي در آمريکا زندگي مي کند و توسط دولت آمريکا محافظت مي شود. سال گذشته وي به رياست انجمن قلم آمريکا رسيد. امپراطوري رسانه اي غرب بارها اعلام کرد که حکم اعدام اين نويسنده از طرف ايران پس گرفته شده است که هر بار با واکنش سريع رهبر انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي اين مسأله تکذيب گرديد و اعلام شد که حکم يک مرجع قابل نقض نمي باشد و حتي پس از مرگ او نيز بر همه مسلمانان لازم الاجرا است. آخرين بار نيز در پيام رهبر معظم انقلاب به حجاج بيت الله الحرام در سال 1383 بر مهدورالدم بودن سلمان رشدي و لازم القتل بودن او تأکيد شد.
*******
رسانه هاي گروهي استعماري خارجي به دروغ به مسئولين نظام جمهوري اسلامي نسبت مي دهند که اگر نويسنده کتاب آيات شيطاني توبه کند، حکم اعدام درباره او لغو مي گردد. امام خميني(ره) فرمودند:
"اين موضوع صددرصد تکذيب مي گردد. سلمان رشدي اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامي هم خود را به کار گيرد تا او را به درک واصل گرداند. اگر غير مسلماني از مکان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريعتر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آن چه را که در قبال اين عمل مي خواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند."
راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علماء در مورد يک مزدور بيگانه، اينقدر جهان خواران بر افروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتادهاند؟ غير از اين نيست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئههاى شوم آنان به هراس افتادهاند و اسلام امروز مسلمانان را يک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه مي دانند و از اينکه فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزد بگيران آنان چون گذشته با اطمينان نمىتوانند عليه مقدسات قلم فرسائى کنند مضطرب شدهاند ... ما کينه دنياى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همين نکتهها به دست مىآوريم. قضيه آنان قضيه دفاع از يک فرد نيست، قضيه حمايت از جريان ضداسلامى و ضدارزشى است که بنگاههاى صهيونيستى و انگليس و آمريکا به راه انداختهاند و با حماقت و عجله خود را روبهروى همه جهان اسلام قرار دادهاند ... اگر غفلت کنيم اين اول ماجراست و استعمار از اين مارهاى خطرناک و قلم به دستان اجير شده در آستين فراوان دارد ... ترس من اين است که تحليلگران امروز، ده سال ديگر بر کرسى قضاوت بنشينند و بگويند که بايد ديد فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانين ديپلماسى بوده است يا خير ... (امام خميني، منشور روحانيت، چاپ دوم 1369
مرتضي رفيعي بصيري
يکي از مولفه هاي فرهنگي غرب مدرن، دين گريزي و ايجاد فضاي غير ديني و در برخي حوزه ها ضد ديني مي باشد. هنگاميکه رابطه ميان انسان و خداوند در اين تمدن دستخوش تغيير گشت، ديگر نيازي به ايجاد بايدها و نبايدهايي در زندگي انسان و در کل جهت دهي شئون بشريت تحت عنوان دين احساس نشده و از آن فرار مي شود.
رضا اشعري، همرزم شهيد:
آخرين بار در خيابان جمهوري ديدمش... سر خيابان بابي ساندز. اول نشناختمش. يک تي شرت زردرنگ پوشيده بود. ريش هايش را هم از ته زده بود. رفتم جلو و گفتم: «ابراهيم! خودتي؟» خودش بود؛ ولي پاک عوض شده بود.
ارتداد در لغت و اصطلاح
ارتداد در لغت به معناي بازگشت و رجوع به عقب ميباشد.(1) راغب اصفهاني چنين مي نويسد: ارتداد و ردّه هر دو به معناي بازگشت در راهي است که از آن آمده است. لکن رده فقط در مورد کفر استعمال ميشود، و ارتداد، هم در مورد کفر و هم در مورد غير آن، به کار مي رود.(2)